صبح زود همگی زره ها رو به تن کردیم (لباسامون) و سوار بر رخش (یک پیکان سفید) راهی خانه دیو شدیم (دفتر امور اتباع) ، البته قبلش باید بگم ه رستم ( پدرم ) چند روز قبل از بقیه خان اول رو یا درستش (خوان) رو طی کرده بود و دیو فیش های چهارصد هزار تومانی بانک رو شکست داده بود.
خان دوم : پس از اندی درگیری موفق به تحویل دادن رسید پرداختی شدیم
خان سوم : مدتی بر کمین نشستیم تا دیو سیاه خود رو نشون بده ( یک آش خور که نوبت را به ما می فهماند).
خان چهارم: وارد اطاقکی گشتیم که دو عجوزه ( مسئول انگشت برداری و عکسبرداری) در آن به عیش نشسته بودند.
خان پنجم : یکی از آن دو عجوزه نوری به سمت مان تاباند و تصویری از رخ ما را در گویی سحر آمیز کشید. منظور از گویی سحر آمیز (مانیتور است).
خان ششم: عجوزه ی دیگر از ما خواست تا انگشتان مبارک (شصت و اشاره!) رو بر صفحه ای سیاه نهیم.
و سر انجام خان هفتم : دیو بچه سرش را از پنجره بیرون آورد و صفحه هایی را در اختیارمان نهاند که بر آن تصاویرمان نقش بسته بود و ما دست در دست هم و ناشادمان به خانه برگشتیم.
در ضمن امروز بذر کینه و نفرت تو دلم کاشته شد و با حسرت به دیوار اردوگاه نگاه می کردم که روش نوشته بود
(( هدف ما خدمت به خلق است))
تازه تو راه هم چند نفر از هموطنام رو دیدم که با دست بند به پشت تویوتا بسته شده بودند و چند تا بچه لاشی داشتند هو شون می کردند . به جرم اینکه تمام دنیا خراب شدند رو خونشون و بیجا شون کردند.
[ تگ ها : آمایش ، کارت ، 6 ]
+ نوشته شده در ساعت ۱۱:٠۱ ب.ظ توسط غریبه توی غربت
دولت ایران طرحی آزمایشی رو در سیستان و بلوچستان اجرا کرده که طبق اون با صاحب خانه هایی که به مهاجرین افغانی خانه اجاره بدن به شدت برخورد میشه. البته اسکان مهاجرین در شهرهای مرزی ایران غیر قانونیه و این طرح میتونه آغازی بر شدت عمل دولت ایران بر علیه مهاجرین باشه!
مدتی قبل این قضیه مطرح بود که تمامی مهاجرین افغان رو به اردوگاههایی خارج از شهر انتقال بدند و فقط به افرادی که مجوز کار داشته باشند اجازه بدند تا اون هم در ساعاتی معین در داخل شهر و صرفا برای کار تردد کنند. و من هم با شنیدن این خبر به یاد این قضیه افتادم. البته در شهرهای دیگه هم اجاره دادن خونه به افاغنه به سختی و با کریه و رهن های بالا انجام میشه . و اکثر خونه هایی هم که به مهاجرین تعلق می گیره دارای بافت خیلی قدیمیه و نداشتن امکانات اولیه هم مثل برق یا گاز که یه چیز معمولی شده! با همه ی اینها و تمام بدبختی هایی که دارند سرمون میارند مثل هدفمند کردن سوپسیت ها و هزینه های بالای تمدید کارت موقت و ندادن امکان درس خوندن به دانشجوها و دانش آموزها بازم ما از رو نمیریم و انگاری تا قیامت هم باید در ایران زندگی کنیم. البته من این رو باید بگم که 90 درصد افغانیهایی که داخل ایران ساکنند. از ده کوره های افغانستان میاند و خیلی از اونها نان شرمگین گندم اینجا رو به نان جو با عزت افغانستان ترجیح میدند. و علاوه بر این چهره ی فرهنگ چند هزار ساله افغانستان رو هم با بعضی کاراشون پیش ایرانیها خراب کردند که واقعا جای تعصف داره . خوب در پایان امیدوارم همه ما به وطن اصلی مون برگردیم ...فعلا خدافظ
[ تگ ها : مسکن ، مهاجرت ، کارت ، آمایش ]
+ نوشته شده در ساعت ۱٠:۳۸ ق.ظ توسط غریبه توی غربت





